|
شمس سر شكسته آنجا كه خدا هست و علی نیست كجاست؟ جمعه 9 بهمن 1388 :: نویسنده : وحیده افضلی
امروز روز انتظار است...با آرزوی ظهور مولایمان امام زمان (عج)،مرور می كنیم بخشی از سؤالاتی را كه دكتر علی شریعتی در بحثی كه درباره انتظار دارد به آن پاسخ می گوید:
چرا باید منجی فرزند امام حسن عسكری (ع) باشد؟
اگر منجی در تشیع، این قید فرزند امام حسن عسكری بودن را نداشت هر ماجراجویی كه موعود استعمار یا مولود استبداد یا مزدور استثمار است می توانست خود را به عنوان موعود تاریخ و موعود ملل و مجری حق و عدالت جا بزند و از همه ی نیروهای منتظرین برای سوار شدن بر گرده خلق كمك بگیرد.بنابراین وقتی نجات بخش و رهبر با این قید مقید می گردد كه از عرب و قریش و بنی هاشم و از احفاد پیغمبر و و از پدر و مادر معین و دارای نام و لقب و كنیه مخصوص است راه را بر هر ادعای دروغی می بندد و باعث می شود آنها هرگز نتوانند نقشی را جز یك داستان موقتی و یك حادثه سازی در تاریخ بازی كنند. در كشورهای اسلامی ای كه مثل شیعه چنین قیدی ندارند،برای دیكتاتورها و سلاطین چون آتاتورك و ...عده ای از متملقین لقب باز و شجره ساز حرفه ای كوشیدند یك چهره مهدی موعود بسازند! از این مهمتر این قید كه جزء توجیه فلسفی و بینش مكتب ماست می خواهد ثابت كند كه تسلسل پیوسته ای از اول آدم و هابیل تا آخرالزمان در یك جبهه به رهبری پیامبران و پیشوایان در پیشاپیش توده های ستمدیده در برابر نظام ظلم و زور و فریب وجود دارد. مبارزه به خاطر آزادی و عدالت مثل یك رودخانه در بستر زمان جریان دارد. ابراهیم است ، موسی است ، عیسی است ، محمد است ، علی است ، حسن است وحسین است و همینطور تا آخرالزمان(كه این نهضت پیروزی جهانی پیدا می كند)ادامه دارد. اعتقاد به اینكه منجی نهایی تاریخ بشر دنباله امامان شیعه و دوازدهمین امام است به این معنی است كه آن انقلاب جهانی و پیروزی آخرین،دنباله و نتیجه یك نهضت بزرگ عدالت خواهی علیه ظلم در جهان است.نهضتی كه در یك دوره نبوت رهبری اش كرد و بعد از خاتمیت،امامت و سپس در دوران طولانی غیبت ،علم.
چرا زره پیغمبر؟
باز اتصال تاریخ است.نجات دهنده انسان و پایدار كننده نظام عدالت در جهان، زره پیامبر اسلام را بر تن دارد چون ادامه دهنده راه اوست.
چرا پرچم بدر؟
از اینرو پرچم بدر را در دست دارد تا نشان دهد نهضت و جنگی كه در انتهای تاریخ برای استقرار عدالت آغاز می شود درست همانند جنگ بدر است كه در اسلام برای استقرار شریعت و حقیقت آغاز شد...
چرا 313 تن؟
برای اینكه مجاهدانی كه پیروزی بزرگ را در بدر به دست آوردند و برای اولین بار شرك و جنایت و اشرافیت را شكستند 313 نفر بودند.كسانی هم كه در اولین گام با فریاد دعوت امام بر می خیزند313 تن خواهند بود.این انقلاب نتیجه نهایی آن جهاد و پیروزی نهایی آن مجاهدان است.یعنی بدر یك جنگ موقتی در گذشته نبود كه بعد در تاریخ گم شود ودنباله اش قطع گردد.....
چرا شمشیر علی؟و چرا مركز،كوفه؟
شمشیر علی را در دست دارد تا شیعه و معتقد به علی و معتقد به آزادی و حقیقت نپندارد كه علی در كوفه كشته شد و آن خون به خاك ریخت و همه چیز پایان پذیرفت.تاریخ باز دوباره این خون را احیاء می كند.و علی_یعنی آن حقیقتی كه در آنجا شكسته شد_دومرتبه پیروز می شود.....یعنی بشریت به حكومت علی می رسد و علی علیرغم حكومت تقدس و تعصب جاهلانه، خیانت جاه طلبان و قدرت دشمنان مردم،به تاریخ باز می گردد و به سراغ انسان می آید.
نوع مطلب : برچسب ها : پنجشنبه 8 بهمن 1388 :: نویسنده : وحیده افضلی
شاید خیلی هامون تا حالا دعای كمیل رو بارها در شب های جمعه خونده باشیم اما چه زیباست وقتی كه عاشقانه خونده بشه......فرازهایی از كمیل رو البته به فارسی مرور می كنیم...والبته عاشقانه: ...خداوندا ! نمی یابم آنرا كه گناهانم را بیامرزد و زشتی هایم را بپوشاند و كارهای زشتم را به نیكی تبدیل كند جز تو معبودی غیر از تو نیست...منزهی تو و ستایش ات كنم. ظلمت نفسی...ستم كردم به خودم... نافرمانی كردم از روی نادانی... الهی و ربی من لی غیرك ای معبود و ای پروردگارم! كیست برای من جز تو؟ ...رحم كن بر سختی گرفتاری ام و رها ساز مرا از بند سختی ها... خدایا رحم كن به ناتوانی بدنم و نازكی پوستم و باریكی استخوانم... ای پروردگار من آیا باور كنم كه عذابم می كنی به آتش ات؟ ...بعید است...تو بالاتر از آنی كه تباه گردانی آنكه را خود پروریده ای...یا دور نمایی آنكه را كه خود خوانده ای... یا برانی آنكه را كه پناهش داده ای... ای پروردگار من! آیا مسلط گردانی آتش را بر چهره هایی كه درافتادند در آستان عظمتت به حال سجده و بر زبانهایی كه گویا باشند به یگانگی تو؟... اینچنین گمان بر تو نمی رود و چنین خبر نیافته ام از فضل تو... ...درگذر از من ای معبود من...گیرم كه صبر كنم بر حرارت آتش ات ،چگونه مسكن گزینم در آتش و حال آنكه امیدم عفو تو بود... ای خدای من به عزتت سوگند می خورم براستی كه اگر بگذاری مرا هر آینه بخروشم به درگاهت در میان دوزخیان چون خروش امیدواران و فریاد كنم چون فریاد فریاد خواهان و گریه كنم به درگاهت چون گریه گم كردگان و صدایت كنم كه كجایی ای دوستار مؤمنین...ای منتهای آرزوی عارفان...ای دادرس دادخواهان...ای دوستدار دلهای راستگویان... ........................... ببخش برایم در این شب و در این ساعت هر گناهی را كه كرده ام و هر معصیتی را كه مرتكب شده ام و هر زشتی ای كه در نهان انجام داده ام... یا رب یا رب یا رب... عنایتم فرما كه كوشا باشم در ترس از حضرت تو و پیوسته ثابت باشم در خدمت تو تا قرار گیرم در میدان آنانكه به سوی حضرتت پیشی گیرند... یا من اسمه دواء و ذكره شفاء رحم كن آنرا كه سرمایه اش امید و سلاحش گریه است... ای تمام كننده ی نعمتها و ای برطرف كننده ی زحمت ها... ای نور وحشت زدگان در تاریكیها...
نوع مطلب : برچسب ها : پنجشنبه 8 بهمن 1388 :: نویسنده : وحیده افضلی
چقدر انتظار كشیدیم تا محرم بیاد...اومد و رفت... حالا منتظریم اربعین از راه برسه...چیز زیادی نمونده...اربعین هم داره از راه می رسه و ما آماده ایم برای پشت سر گذاشتنش......صفر هم كه تموم شه ما می مونیم و یك دنیا حسرت كه باید به دوش بكشیم تا سال آینده... كی قراره متحول بشیم؟این محرم؟اون محرم؟این اربعین؟اون اربعین؟ سالها پشت سر هم می گذره و عاشوراها و اربعین ها و محرم و صفرها یكی یكی از كنار سالهای عمرمون رد می شن ...اما دریغ از ذره ای تغییر. ...كاش قبل از اینكه موهای سفیدمون در بیاد خودمون رو پیدا كنیم. ما سالهاست كه گم شدیم...همه چیزمون عوض شده...شنیدم قدیما مردم دیندارتر بودن...چرا؟ شاید به خاطر اینه كه اون سالها ریا نبود..چاپلوسی نبود...اون روزا هیچ كس خودش رو وكیل دین نمی دونست.هیچ كس دیگران رو به بی دینی متهم نمی كرد...اون سالها هیچ كس از امام حسین(ع) استفاده ابزاری نمی كرد......اون سالها عزاداری ها چقدر دلی بود.......... خدا كنه عوض بشیم...خدا كنه یادمون نره از كجا اومدیم و به كجا قراره بریم ...خدا كنه رنگ و بوی محرم و صفر برامون عوض نشه...خدا كنه یادمون نره امام حسین(ع) سال 61 هجری واسه چی جنگید و شهید شد؟ خدا كنه اونایی كه از دین فراری اند به دامن دین برگردند...خدا كنه اونایی كه دین دارند اونقدر باصفا و بامرام باشند كه دیگران رو مجذوب كنند... خدا كنه در كنار همه ی وظایفی كه در این دنیا و این زندگی به دوشمون هست از بزرگترین وظیفه غافل نشیم ...ما نیومدیم كه بخوریم و بپوشیم و بگردیم و لذت ببریم...ما اومدیم كه از پست ترین نقطه به جایی برسیم كه : رسد آدمی به جایی كه به جز خدا نبیند بنگر كه تا چه حد است مقام آدمیّت
نوع مطلب : برچسب ها : پنجشنبه 8 بهمن 1388 :: نویسنده : وحیده افضلی
امام پنجم (ع) به محمد بن مسلم فرمود: شیعیان ما را به زیارت قبر حسین بن علی(ع) امر كنید كه انجام آن بر هر مؤمنی كه حسین(ع) را امام داند از طرف خدای عزّ و جلّ فرض است. در روایات است كه زایران امام حسین (ع) چهل سال پیش از مردم به بهشت می روند و دیگران گرفتار حساب اند و زایر او گناهانش را بر در خانه اش پل می كند و از آن می گذرد چنان چه شما از پل می گذرید و آن را پشت سر خود می گذارید. در احادیث بسیاری است كه زیارتش موجب طول عمر و حفظ نفس و مال و فزونی رزق و برطرف شدن گرفتاری و قضاء حوایج است...... در روایات بسیاری رسیده كه در موقع ترس هم دست از زیارت قبر حسین(ع) نكشید و هر كس او را ترسان زیارت كند خدایش از هراس بزرگ قیامت ایمن كند و به اندازه ترسی كه داشته ثواب ببرد..........
(منبع: نفس المهموم تألیف مرحوم حاج شیخ عباس قمی)
نوع مطلب : برچسب ها : سه شنبه 6 بهمن 1388 :: نویسنده : وحیده افضلی
تا ابد خونین ترین معبر ، زمین علقمه ست وارث ساقی ِ بی ساغر، زمین علقمه ست
یك طرف دست ابوالفضل و...در آن سو پیكرش مدفن آن شاه آب آور زمین علقمه ست
جمعی از آن آب نوشیدند و جمعی سوختند شاهد لب های خشك و تر زمین علقمه ست
هر چه جنت با صفا باشد ولی در چشم ما از همه عالم مصفّاتر زمین علقمه ست
روز محشر هیأتی ها شور بر پا می كنند روضه خوان صحنه ی محشر زمین علقمه ست
سرّ عشق و سرّ جانبازی و راز تشنگی مركز اسرار هستی در زمین علقمه ست
تا ابد ام البنین چشمش به خاك كربلاست تا همیشه چشم زهرا ، بر زمین علقمه ست...
نوع مطلب : شعر، برچسب ها : دوشنبه 5 بهمن 1388 :: نویسنده : وحیده افضلی
چشمان تو آیه هایی از یاسین بود دستان بریده ات ستون دین بود از اسب به زیر آمدی و... واویلا داغ تو برای علقمه سنگین بود نوع مطلب : شعر، برچسب ها : دوشنبه 5 بهمن 1388 :: نویسنده : وحیده افضلی
از امام ششم علیه السلام نقل كرده اند كه فرمود:حسین (ع) فرمود: من كشته ی گریه ام...گرفتار،كشته شدم و بر خداست كه گرفتاری نزدم نیاید جز آنكه خدا او را خرسند به خاندانش برگرداند. نوع مطلب : برچسب ها : یکشنبه 4 بهمن 1388 :: نویسنده : وحیده افضلی
دكتر علی شریعتی در كتاب "حسین وارث آدم" اینگونه بیان می كند كه آن زمان یعنی سال 60 هجری كه ظلمت همه جا را فرا گرفته بود و سیاهی بیداد می كرد در پاسخ این پرسش كه " چه باید كرد ؟ " همه گفتند هیچ كار...حتی شیعیان و حتی نزدیكان اهل بیت...و در این میان كه همه به قیام علیه سیاهی و ظلم " نه " گفتند، فتوای حسین این بود : آری! ....مرور بخش هایی از" حسین وارث آدم " به قلم دكترشریعتی،خالی از لطف نیست و البته اگر دقیق بخوانیم چه بسا تكان دهنده است و بیدارگر وجدان های خفته: .....فتوای حسین این است: آری! در "نتوانستن " نیز" بایستن " هست . برای او زندگی " عقیده و جهاد " است.بنابراین اگر او زنده است ،مسؤولیت جهاد در راه عقیده را دارد. " انسان زنده " مسؤول است و نه فقط "انسان توانا". و از حسین زنده تر كیست؟ در تاریخ ما كیست كه به اندازه او حق داشته باشد كه زندگی كند؟ و شایسته باشد كه زنده بماند؟ نفس انسان بودن، آگاه بودن، ایمان داشتن، زندگی كردن،آدمی را مسؤول جهاد می كند و حسین مَثَل اعلای " انسانیت زنده ی عاشق و آگاه است ".
...او از مدینه _خانه ی خویش _بیرون رفته است تا به مكه آید و هنگام حج كنار كعبه _خانه ی مردم _ در پاسخشان بگوید: آری! و از مكه ، اكنون ، شتابان و حج نیمه تمام ، خارج می شود تا به روزگار نشان دهدكه : چگونه؟ اكنون سال 60 هجری است ، پنجاه سال پس از مرگ پیغمبر.همه چیز از دست رفته ،علی رفته ،حسن رفته ، ابوذر رفته ،عمار رفته . در نسل دوم ، حجررفته و یارانش قتل عام شده اند. و دیگر: " دارها برچیده ، خون ها شسته اند " و افكار و اندیشه ها به یأس و ظلمت و نابودی و انحراف دچار شده،ظلمت و سكوت و هراس بر همه جا حكومت می كند. ابو هریره ها و ابوموسی ها و شریح ها و ابو درداها كه در انقلاب اسلام ،در آن عصر درخشان ، رجزخوانی ها كرده اند و فخرها كسب كرده اند ، همه رسوا شده اند و آشكارا به بیعت كفر و ظلم در آمده اند و چهره های صحابی و مجاهد و مهاجر ، سر در آخور بیت المال فرو برده و پهلو برآورده اند و دست و بازوی جهاد را به دست و بازوی جلاد داده اند و به نشانه ی نیاز و ذلت، به دامن یزید آویخته اند و سایه ی شمشیر امنیت سرخ را از خراسان تا دمشق گسترده و قتل عام ها،شكست ها،خیانت ها و فرار ها و یأس های سیاه، بر سراسر امپراطوری ، مرگ ریخته و نفس ها را در سینه ها حبس كرده است............. اكنون زمان منتظر یك تن است، همه چیز در انتظار یك فرد است ، فردی كه تجسم همه ی ارزشهایی است كه دارد نابود می شود و مجسمه ی همه ی ایده آل هایی است كه بی یاور و بی حامی مانده اند و مظهر عقیده و ایمانی است كه بهترین پاسدارانش به خدمت دشمن رفته اند..... عصری پیش آمده است كه در آن همه چیز سقوط می كند ، همه ی ثمرات انقلاب تباه می شود و یأس تنها ایمان استوار خلق می گردد. آری! در روزگار سیاهی كه اشرافیت جاهلی جان دوباره می گیرد و زور جامه ی زیبای تقوا و تقدس می پوشد و "جاهلیت قومی " میراث خوار " انقلاب انسانی" می شود و كتاب راستی بر سر نیزه های فریب بالا میرود و از حلقوم مناره های مسجد " اذان شرك " به گوش ها می رسد و گوساله زرین سامری بانگ توحید بر می دارد و بر سنت ابراهیم ، نمرود تكیه می زند و قیصر ، عمامه ی پیامبر خدا بر سر می نهد...و...................... ...ناگهان جرقه ای در ظلمت...انفجاری در سكوت...! سیمای تابناك شهیدی كه زنده بر خاك گام بر می دارد ، از اعماق سیاهی ها ، از انبوه تباهی ها...چهره ی روشن و نیرومند یك "امید" در شب ظلمانی "یأس" ! باز از خانه ی خاموش و غمزده ی فاطمه _این خانه ی كوچكی كه از همه ی تاریخ بزرگتر است _ مردی بیرون آمد :خشمگین و مصمم ، و در هیأتی كه گویی بر سر همه ی قصرهای قساوت و پایگاههای قدرت ، آهنگ یورش دارد و گویی قله ی كوهی ست كه آتشفشانی بی تاب را در دل خود به بند كشیده است و یا تندبادی ست كه خداوند بر این قوم عاد فرو فرستاده است و اكنون به وزیدن آغاز می كند...! مردی از خانه فاطمه بیرون آمده است ! بار سنگین همه ی این مسؤولیت ها بر دوش او سنگینی می كند. او وارث رنج بزرگ انسان است...تنها وارث آدم ،تنها وارث ابراهیم و...تنها وارث محمد ! و... ...آموزگار بزرگ شهادت اكنون برخاسته است ، تا به همه ی آنها كه جهاد را تنها در" توانستن " می فهمند و پیروزی بر خصم را تنها در" غلبه"...بیاموزد كه: شهادت نه یك باختن كه یك انتخاب است...انتخابی كه در آن مجاهد با قربانی كردن خویش ، در آستانه ی معبد آزادی و محراب عشق ،پیروز می شود. و حسین ، وارث آدم _ كه به بنی آدم زیستن یاد داد _ و وارث پیامبران بزرگ _ كه به انسان " چگونه باید زیست را آموختند " _ اكنون آمده است تا ،در این روزگار ، به فرزندان آدم ، "چگونه باید مرد؟ " را بیاموزد...
نوع مطلب : برچسب ها : یکشنبه 4 بهمن 1388 :: نویسنده : وحیده افضلی
از امام زین العابدین (ع)نقل شده : چون سر حسین (ع) را برای یزید آوردند مجالس می خواری گسترد و سر مقدس را میآورد و پیش خود می گذاشت و بر او می خواری می كرد.یك روز سفیر روم كه از بزرگان و اشراف روم بود در مجلس او حضور داشت و پرسید: ای پادشاه عرب! این سر كیست؟ یزید گفت :این سر حسین بن علی بن ابی طالب است.آن رومی گفت: مادرش كیست؟گفت:فاطمه دختر رسول خداست.آن نصرانی گفت:اُف بر تو و دین داری تو.دین من بهتر از دین شماست.پدر من از نواده های داوود است و نصارا به این واسطه مرا بزرگ می شمارند و از خاك پایم برای تبرك می برند ولی شما پسر دختر پیغمبر خود را كشتید ؟این چه دین داری است برای شما؟سپس گفت:ای یزید داستان كنیسه حافر را شنیده ای؟گفت:بگو تا بشنوم.سپس داستان احترام نصارا بر سُم خری كه معتقدند عیسی بر آن سوار شده را تعریف كرد و گفت این نظر نصارا است درباره ی سُم خر عیسی،امّا شما پسر پیغمبر خود را می كشید .خدا به شما بركت ندهد و دین داری شما را نپذیرد. یزید گفت:این نصرانی را بكشید تا مرا در كشور خود رسوا نكند.نصرانی كه چنین فهمید گفت:می خواهی مرا بكشی؟گفت :آری.گفت: بدان كه من دیشب پیغمبر شما را در خواب دیدم و به من گفت:ای نصرانی! تو از اهل بهشتی....من از كلام او تعجب كردم ولی اكنون می گویم:اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمّدا رسول الله.....سپس سر حسین را به سینه چسباند.. بوسید و .......كشته شد. (منبع:نفس المهموم نوشته ی مرحوم شیخ عباس قمی) نوع مطلب : برچسب ها : یکشنبه 4 بهمن 1388 :: نویسنده : وحیده افضلی
دستی بر آمد از آب،آبی كه آتشین بود آب،از عطش سرازیر ...عباس از یقین بود
تصویر چشمهایش در آب غوطه می زد از مزرع نگاهش خورشید خوشه چین بود
چندین هزار كافر،با تیغ و تیر و خنجر یك عده از یسارش ، یك عده از یمین بود
باید عبور می كرد ، باید به خیمه می رفت فریاد العطش را پاسخ فقط همین بود
تیر از كمان رها شد ، بر چشم ماه بنشست اما دو دست ِ پاكش بر آبها امین بود
دشمن به سوی عباس ، بی وقفه حمله می كرد عباس...آرزویش... دیدار ِ آخرین بود
ناگه قمر دوتا شد، زیر عمود آهن ناگه بر آمد از آب،آهی كه آتشین بود
در علقمه به جا ماند،تصویر ناتمام از ... مشكی كه تیر خورده...دستی كه بر زمین بود
نوع مطلب : شعر، برچسب ها : جمعه 2 بهمن 1388 :: نویسنده : وحیده افضلی
ای یوسف صبورم ، برگرد سوی بازار من عاشق تو هستم! ارابه را نگهدار
بر گیسوی سیاهت سوگند می خورم من كامشب به نقد جانم گردم تو را خریدار
بر من مگیر خرده گر لاغر و حقیرم عمری ست می گدازم در آرزوی دیدار
ای پادشاه خوبان! بی تو دلم گرفته از ما چقدر دوری...آن سوی هفت دیوار
این عصرهای جمعه بی تو صفا ندارد اندوه پشت ِ اندوه...تكرار پشت ِتكرار
در این غروب غمگین قلبم گرفت ای دوست این جمعه هم سر آمد،مولا خدانگهدار...!
نوع مطلب : شعر، برچسب ها : جمعه 2 بهمن 1388 :: نویسنده : وحیده افضلی
مولای من سلام !
امروز صبح دوباره تو را در فراز و نشیب ندبه فریاد زدیم و به جستجویت سطر به سطر واژه به واژه گریستیم... سالهای مدیدی ست كه جمعه ها به ذكر تو آغاز می شود و با حسرت دیدارت به پایان می رسد...
مهدی جان!
این روزها نام تو در حنجره هامان به بغضی تلخ آمیخته است...بغضی كه برای شكستن لحظه ای تردید نمی كند... ای نام تو شفا بخش دلها و ای بودنت دلیل ِ بودها...تو را خورشید پشت ابر خوانده اند و ما دیرگاهی ست كه از سرمای نبودنت بر خویش می لرزیم !...خدا كند كه باد به كناری زند این ابرهای فاصله را تا تو بی واسطه بر ما بتابی كه سالهاست در فراق تو با ازدحام فصل های زمستانی درگیریم... كاش می دانستیم تا كجا كشیده اند خط فراقت را...كاش می دانستیم كدام بادیه را می پیمایی و در كجای این زمین خاكی خیمه ات را بر پا كرده ای...لیت شعری!....كاش می دانستیم...كاش امروز غروب كه می آمد با تو می خواندیم دعای دلتنگی سمات را...
مهدی جان!
بیا كه خسته تر از همیشه در حسرت دیدارت از پای نشسته ایم... برای خاطر موهای سپید شده از انتظار...برای خاطر مادرانی كه نام تو را به كودكانشان آموختند...برای خاطر این سینه های داغدار بیا... برای خاطر ما اگر نمی آیی برای خاطر پیرمردهایی بیا كه هر هفته در صبحگاه خلوت آدینه به یادت كوچه ی انتظار را آب می پاشند و زیر لب زمزمه می كنند كه : یابن طه و المحكمات...یابن یس والذاریات...یابن الطور و العادیات...یابن الحسن روحی فداك...متی ترانا و نراك...
نوع مطلب : برچسب ها : پنجشنبه 1 بهمن 1388 :: نویسنده : وحیده افضلی
امروز پنجم صفر بود و در تاریخ امروز را روزشهادت حضرت رقیه (س) ذكر كرده اند.سال گذشته شعری سرودم از زبان حضرت رقیه خطاب به عمویش ابوالفضل كه به مناسبت ِ امروز در اینجا می گذارم...
ای عمو جان! رقیه ات می خواست،كه ببوسد دوباره رویت را بادها ناگهان به من گفتند: نیزه ها می برند عمویت را
من فقط آب......نه...نمی خواهم...بی تو بابای من پریشان است دل من بی تو شور افتاده...چه كنم بی تو آرزویت را؟
ای تمنّای آب...ای مهتاب!...ای همیشه برای من بی تاب! سر نیزه چقدر زیبایی ! چه كسی شانه كرده مویت را؟
وای بر من كه دیگر این لب ها،بوسه بر روی من نخواهد زد بی تو تكرار می كنم هر دم،آخرین فصل گفت و گویت را
می روی از برم عمو جانم...دستهایت ولی، چرا ماندند؟ روی دستت هنوز می بینم ردی از آخرین وضویت را
ای علمدار ِ خسته ی بابا ! من دگر تشنه نیستم...امّا تو بمان لحظه ای، كه با اشكم ، تر كنم خشكی گلویت را
نوع مطلب : شعر، برچسب ها : پنجشنبه 1 بهمن 1388 :: نویسنده : وحیده افضلی
بارها دیده ام مطالبی كه در مورد وقایع پس از شهادت امام حسین (ع) گفته شده،از طرف عده ای غیر قابل قبول خوانده شده و بدون تحقیق و تفكر آن را انكار می كنند..... اما این مورد یك دلیل تاریخی ست بر اثبات یكی از این وقایع: كتاب THE ANGLO_SAXON CHRONICLE ترجمه ی AWANTON MICHAEL كه در سال 1996 میلادی در انگلستان به چاپ رسیده است به وقایع تاریخی ای پرداخته كه در انگلستان اتفاق افتاده و این كتاب نه تنها نوشته مسلمان ها نیست بلكه اصلا موضوع آن هم هیچ ارتباطی با اسلام و یا قیام امام حسین(ع) ندارد و لی نكته جالبی در صفحه 38 این كتاب توجه را جلب می كند.... در این بخش از این كتاب آمده: Here in Britain there was Bloodyrain, and milk and butter were turned to blood معنی این عبارت چنین است:
در سال 685 میلادی اینجا در بریتانیا از آسمان خون بارید و هر جا
شیر یا كره خوراكی بود تبدیل به خون شد یا رنگ آن سرخ گردید!
خوب حالا اگر تاریخ 685 میلادی را به تاریخ هجری قمری تبدیل
كنیم برابر می شود با سال 61 هجری قمری!
یعنی درست همان سال شهادت امام حسین (ع)......
این هم دلیلی برای مغزهای متفكر....
نوع مطلب : برچسب ها : پنجشنبه 1 بهمن 1388 :: نویسنده : وحیده افضلی
شهادت امام حسین (ع) تكان دهنده ترین اتفاق تاریخ بشریت بود كه هنوز پس از گذشت قرن ها انسان های آزاده و حقیقت دوست را تحت تاثیر خود قرار می دهد، هنوز چشمهای بیدار را می گریاند و قلب ها را اندوهگین می سازد و البته اغراق نیست اگر بگوییم بزرگترین مكتب تربیت انسان و قوی ترین وسیله برای تحول و دگرگونی افراد، مكتب ابا عبدالله و یاران باوفای او بوده ،هست و خواهد بود..... پس عجیب نیست كه بعد از شهادت آن حضرت وقایعی در جهان هستی اتفاق می افتد كه نمونه ی آن را هرگز در تاریخ ندیده ایم و اطمینان داریم كه در آینده هم نخواهیم دید.البته بعضی افراد به دلیل نداشتن شناخت كافی از امام و حركت عظیم او و ابعاد وسیع فاجعه كربلا،این وقایع را خرافات می دانند...و البته جای گله نیست....شاید ما شیعیان و دوستداران حسین(ع) كم كاری كردیم در شناختن او و سپس شناساندن او به دیگران.... در زیر تعدادی از این وقایع را با هم مرور می كنیم و توضیحی كه باید بدهم این است كه این وقایع در منابع بسیاری از كتب شیعه و سنی نقل شده است و من به دلیل طولانی نشدن مطلب برای هر كدام فقط نام یك منبع را ذكر می كنم...یا علی 1.سر امام حسین در حالی كه بر سر نیزه بود دعا و قرآن می خواند.
2.در روز شهادت امام حسین (ع) در دنیا سنگی برداشته نشد جز آنكه خون تازه از زیرش می جوشید
3.آسمان جز بر دو كس نگریست : یحیی بن ذكریا و امام حسین (ع)، گریه ی آسمان چنین است كه سرخ می شود چونان روغن......../سیر اعلام النبلاء
4.هنگام شهادت امام حسین آفتاب چنان بگرفت كه در نیمه روز اختران به چشم آمده، نمایان گردیدند...مردم را این گمان آمد كه قیامت برپا شده است!!......../المعجم الكبیر:145 5.بر دیوار دِیری مكتوب بود: اترجو امة قتلوا حسینا شفاغة جده یوم الحساب آیا امتی كه حسین را كشتند شفاعت جدش در روز حساب را امید می برند؟ از راهب پیرامون شعر و نویسنده اش پرسیدند ، او گفت: پانصد سال قبل از بعثت پیامبرتان این شعر در آنجا نوشته شده بود....................../كفایة الطالب:290 6.صبح روز بعد از شهادت امام حسین (ع) عذای مطبوخ در دیگها به خون و وآب در ظروف به خون تبدیل گردید.
مواردی كه گفته شد قطره ای بود از دریایی كه در كتاب های اهل سنت در این زمینه آمده...و اما تعدادی از روایات شیعه: 1.بعد از شهادت امام حسین از آسمان خون بارید. 2.بعد از شهادت امام حسین (ع) چهار هزار فرشته فرود آمدند.آنان غبارآلود و ژولیده تا روز قیام امام مهدی(عج) بر او می گریند و رییس آنان فرشته ای ست به نام منصور. 3.بعد از شهادت،هنگامی كه شتران برای خوردن آب راهی جویبارها شدند آن را خون یافتند. 4.بعد از شهادت امام حسین(ع) سرخی ای از جانب باختر و سرخی ای از سوی خاور برخاسته و بالا آمد، تا آنجا كه نزدیك بود در میانه ی آسمان به هم برسند. 5.حضرت فاطمه (س) با ناله بر فرزندش حسین (ع) گریست. و..........................
نوع مطلب : برچسب ها : درباره وبلاگ مطالب اخیر آرشیو وبلاگ پیوندهای روزانه پیوندها نویسندگان آمار وبلاگ کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
|
||