تبلیغات
شمس سر شكسته - شرح جنگ امام حسین(ع)(قسمت دوم: جنگ عمومی امام)
 
شمس سر شكسته
آنجا كه خدا هست و علی نیست كجاست؟

...جنگ عمومی آغاز می شود و حسین دربرابر حداقل چهار هزار نفر قرار می گیرد...اینجاست كه

حسین آن جمله ی معروف را می گوید : هل من ناصر ینصرنی ؟ آیا در بین شما كسی نیست من را

یاری كند؟ حسین قصدش یاری طلبیدن از دیگران نبود و هدفش یاركشی و تقاضای كمك هم

نبود.حسین از شهادت ترسی نداشت بلكه می خواست در دقایق پایانی اگر شده حتی یك نفر را از

جهنم به بهشت بكشد... اما كسی به یاری حسین نمی آید...سپاه به او حمله می كنند . امام مدام

مجبوراست كه شمشیر بزند واسب بدواند.لحظه ای استراحت برای او خطرناك است.عده ای می

پرسند مگر می شود هزاران نفر به كسی حمله كنند و وی

 زنده بماند و ساعت ها به جنگ ادامه بدهد؟توضیح این است كه عمر سعد به خاطر خوش خدمتی

بیشتر به یزید، به سپاهیان دستور داده بود حسین را زنده دستگیر كنند و كسی حق نداشت به او نیزه

و تیر بزند و یا ضربتی به قصد كشتن به او وارد آورد.سپاهیان وظیفه دارند حسین را خسته و

مجروح كنند.اما حسین شجاع است و مردی ست با ایمان قوی.حسین تمام كسانش را از دست داده و

حالا محال است به اسارت تن دهد.اگر لحظه ای بایستد و استراحت كن او را دستگیر می كنند پس بی

وقفه شمشیر می زند و چه كسی ست كه معنای این حرف را درك نكند؟ مگر می شود كه حسین

خسته نشده باشد و مگر می شود كه بازوان او اسیر خستگی نشده باشند؟اما حسین به كمك اسب

اصیل و باهوش و پرنفس و خستگی ناپذیرش و با استفاده از قدرت ایمان مقاومت می كند...حسین(ع)

در حال جنگ است كه عده ای به سوی خیمه هایش حمله می برند...حسین اینجا دومین جمله

 ی معروف خود را بیان می كند :

اگر دین ندارید و از روز جزا نمی ترسید لااقل جوانمردی خود را در این دنیا حفظ كنید و فتوت

 عربی را نگاه دارید( ان لم یكن لكم دین ، و لاتخافون المعاد فكونوا احرارا فی دنیاكم ان كنتم

عربا )...همان جمله ای كه ما اینگونه به یاد سپرده ایم : " اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید "......شمر

 می گوید مگر ما فتوت عربی مان را فراموش  كرده ایم؟ امام می گوید اگر جوانمرد بودید به

جنگ زن ها و اطفال نمی رفتید... و شمر جواب میدهد: تو علیه خلیفه خروج كردی و باید كاروان ات

اسیر و اموالت غارت شوند...حسین می گوید تا من زنده باشم نخواهم گذاشت...شمر دستور می دهد

سپاهیان برگردند....جنگ ادامه می یابد...خورشید رو به غروب است و امام جوانمردانه مقاومت می

كند تا اسیر نشود...عمر سعد دیگر امید به دستگیری امام ندارد. دستور می دهد : به قتلش رسانید...

 

ادامه دارد...





نوع مطلب : شرح دقیق جنگ امام حسین(ع)، 
برچسب ها :




درباره وبلاگ

برای مولای مظلومم....امیر دو عالم

مدیر وبلاگ : وحیده افضلی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :