شمس سر شكسته
آنجا كه خدا هست و علی نیست كجاست؟
جمعه 30 بهمن 1388 :: نویسنده : وحیده افضلی

این هفته هم نیامدی ای مقتدای عشق

این هفته هم نیامدی ای آفتاب ما...

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :


جمعه 30 بهمن 1388 :: نویسنده : وحیده افضلی

جمعه ها روزهای غریبی اند...واسه اونایی كه اهل دین نیستند كه هیچ ...

اما واسه ماها كه ادعا داریم دینداریم و ادعای بزرگترمون اینه كه منتظریم تا

مولامون ظهور كنه ، این روزهای جمعه خیلی روزهای غم انگیزیه...

چون بیشتر از هر چیز یاد بی وفایی هامون می افتیم...حتما بی وفاییم

كه نمی یاد!

باید تحولی رو كه منتظریم در دنیا اتفاق بیفته اول از دل خودمون شروع كنیم

با گفتن یه یا علی.......

 

بی تو همه ی بهارها غمگین اند

آهسته بیا كه قلب ها بی دین اند

ای معجزه ی نزول باران بر خاك

بی تو همه ی سلام ها سنگین اند





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :


جمعه 30 بهمن 1388 :: نویسنده : وحیده افضلی

شاید به نماز شب كنون مشغولی...

مولا! من و امثال مرا یاد بكن...





نوع مطلب :
برچسب ها :


پنجشنبه 29 بهمن 1388 :: نویسنده : وحیده افضلی

حمد و سپاس خداوندی را كه به قوت خود شب و روز را بیافرید و به

قدرت خویش آن دو را از یكدیگر فرق نهاد و هر یك را حدّی محدود و زمانی

معین قرار داد.به تقدیر خویش از یكی می كاهد و بر دیگری می افزاید و بر

یكی می افزاید و از دیگری می كاهد،تا بندگانش را توان به دست آوردن قوت

باشد و امكان پرورش.شب را بیافرید تا بندگانش در آن از رنج و تلاش بیاسایند

و آن را به مثابه پوششی گردانید تا در آن به خواب راحت روند،تنشان بدان

آسوده شود و نیرو گیرد و خود به لذت و كامیابی رسند.روز را بیافرید تا در

روشنایی آن به طلب فضل و نعمت خداوندی پردازند و رزق او را فراچنگ آرند

و در زمین خدا به سیر و سفر روندتا هم از نعم این جهان عاجل برخوردار

شوند وهم در آن جهان به سعادت آجل رسند.به همه ی اینها كارشان  را به

 صلاح می آورد و از كردارهایشان آگاه می شود و می نگرد كه در اوقات

فرمانبرداری اش چگونه اند و اعمال واجب را چگونه به جای می آورند و احكام

او را به چسان مجری اند تا بدكاران را به كیفر بد رساند و نیكوكاران را

پاداش نیك دهد...

بخشی از دعای ششم امام سجاد

كه به هنگام پگاه و شام می خواندند...





نوع مطلب : صحیفه سجادیه، 
برچسب ها :


چهارشنبه 28 بهمن 1388 :: نویسنده : وحیده افضلی

چهارشنبه ها فرصت خوبی ست تا زیارت جامعه كبیره ما را به یك

كلاس امام شناسی دعوت كند...از انصاف به دوره كه شیعه باشیم

و جامعه كبیره را نخوانده باشیم...شاید برای شیعه ی علی این

زیارت را بتوان یك سلاح خواند...

فرازهایی از زیارت جامعه:

خداوند عالم وجود را به شما آغاز كرد و به شما نیز ختم كند

و به خاطر شما فرو ریزد باران را و به خاطر شماست كه

نگهدارد آسمان را از اینكه بر زمین افتد جز به اذن او...و به

خاطر شما بگشاید اندوه را و برطرف كند سختی را.....به شما

داده است خداوند آنچه را كه به هیچ یك از مردم جهان نداده

...سر به زیر آورده هر شخص شریفی در برابر شرف شما و

گردن نهاده هر متكبری به فرمانبرداری شما.....

روشن شد زمین به پرتو نور شما و رستگار شدند مردمان

رستگاربه وسیله دوستی و ولایت شما...

پدرم و مادرم و خودم و خاندان و دارایی ام فدای شما باد...

خدایا اگر من شفیعانی می یافتم كه نزدیك تر باشند به

درگاهت از محمد و خاندان نیكویش،به طور مسلم آنان را

شفیعان خود قرارمی دادم پس از تو می خواهم بدان حقی

 كه برای ایشان بر خود واجب كردی كه مرا در زمره ی عارفان

به مقام آنها و به حق آنهاقرارم ده...و نیز در زمره ی كسانی

كه به وسیله شفاعت آنها موردمهر قرار گرفته اند كه تو

مهربانترین مهربانانی...

 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :


سه شنبه 27 بهمن 1388 :: نویسنده : وحیده افضلی

تموم شد...به همین سادگی...در یك چشم به هم زدن روزهای

قشنگ عاشقی مون رفت...

چقدر پیرهن سیاهش دلامون رو سفید می كرد......

خدا كنه امام حسین رو از زندگی مون كنار نذاریم و یادمون باشه

امام قبل از سال 61 حدود 57 سال زندگی كرده بود...

در طی دو ماه محرم وصفر ما فقط به چند ساعت پایانی عمر

 گرانبهاش می پردازیم...و چه خوبه كه حالا بعد از پایان عزاداری ها

برگردیم به اون 57 سال و ببینیم كه چی شد كه حسین ،حسین

شد و چی شد كه او به خاطر دین و در راه خدا نیمی از هستی اش

 را به زیر تیغ برد و نیمی دیگر را به اسارت زنجیرها سپرد...

اگر او را آنگونه كه سزاوار اوست بشناسیم حتما سال آینده اگر زنده

بودیم عزداری مقبول تر و شایسته تری خواهیم داشت و تأثیر آن را

در زندگی فردی و اجتماعی خود نیز خواهیم دید.......

در هر صورت هر پایانی را آغازی ست...آغاز ربیع الاول مبارك...

 





نوع مطلب :
برچسب ها :


دوشنبه 26 بهمن 1388 :: نویسنده : وحیده افضلی

یا امام رضا جان....چقدر امروز كوچه ها و خیابان ها شلوغ اند....چقدر مهمان

داری مولای من.....

امروز چشمهای عاشقان همه برای تو گریانند...امروز همه دوست داریم كبوتر

 حرم ات باشیم...امروز همه دوست داریم از سقاخانه ات سیراب

شویم...امروز همه دلمان می خواهد خیسی اشك بر گونه هایمان بماند.....

مولای من!

قربان مهربانی ات...قربان گنبد نورانی ات...قربان ضریحی كه هرگز دستم به

آن نرسیده...قربان لطف و صفایت كه پایانی ندارد...قربان گلدسته های سر

 به فلك كشیده ات........

خدا كند كه قدر تو را بدانیم.....

می دانی فرق ایران با دیگر سرزمین ها چیست ؟ اینكه در ایران

خورشیدی می درخشد كه هرگز غروب نمی كند.

...سایه ات بر سر ما مستدام باد ای شمس الشموس





نوع مطلب :
برچسب ها :


همه آیینه ها امشب پریشان انند و حیران ات
كبوتروار سر كردم شبی را كنج ایوان ات
 
 
در آغوش مشبك ها تو را با شوق می خوانم
 صدای گریه پیچیده در این آیینه بندان ات
 
 
عجب حال خوشی دارد نشستن در سرای تو
پُرم از خواب شب بوها ، پُرم از بوی ریحان ات
 
 
به گیسویت قسم امشب ، مرا با چادر مشكی
همه پروانه ها دیدند در صحن دو چشمان ات
 
 
چه ایمان عجیبی من ، به قوس گنبدت دارم
به عطر زعفران هایی كه گل كردند در جان ات
 
 
ز سقاخانه ی دستت، قنات ِعشق می جوشد
شراب نور می ریزد ، از انگور ِ گریبان ات
 
 
مرا لبریز عشق ات كن در این ایام بارانی
منم تنهاترین عابر ، به شبهای خراسان ات
 
سروده شده در
29 صفر 88




نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :


یکشنبه 25 بهمن 1388 :: نویسنده : وحیده افضلی

گیسوی تو در باد پریشان شده است

خورشید به درگاه تو مهمان شده است...

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :


یکشنبه 25 بهمن 1388 :: نویسنده : وحیده افضلی

یا اما رضا جان، جان ِ تمام عاشقان فدایت باد...

 

هوا سرد است مولا جان!پناه من نمی گردی؟

فدای مستی چشمت...چرا با من كمی سردی؟

در این دنیای بی سامان،به جز عشق ات نمی خواهم

همه نامرد ِ نامردن...فقط آقا ،خودت مردی.........

 





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :


مولای من ! امروز هم گذشت...روزی كه متعلق به تو بود و متعلق به

جدّ نازنین ات محمد(ص)...

مولا جان فراموش نكنی شفاعت مان كنی...مگر ما امید دیگری

داریم...؟؟؟

مولای من! ما كه بی وفا نیستیم... تو حتی برای آن مردم بی وفایی

كه مذل المؤمنین ات می خواندند، سفره ی كَرَم ات پهن بود...

كاش ما را هم به خوان محبتت فرا می خواندی...

مولای نازنین ام تو مذل الكافرین بودی... چه كشیدی از دست این

مردم بد اندیش؟.........چه ها كردند با تو این قوم بی انصاف؟

چه روزگار عجیبی ست...كاش آنگونه كه باید تو را می شناختیم...

كاش جدّت را می شناختیم...كاش مادرت فاطمه را...كاش علی را

می شناختیم...كاش حسین ات را می فهمیدیم....كاش باور

می كردیم كه صدای گریه های زهرا هنوز در دالان های

تاریخ به گوش می رسد............كاش باور می كردیم تنهایی ات را...

مولای من.....آه! مولای من..............





نوع مطلب :
برچسب ها :


شنبه 24 بهمن 1388 :: نویسنده : وحیده افضلی

از لبش فیروزه بر هفت آسمان پاشید و رفت

سوره ی والفجر را از لای قرآن چید و رفت

 

كعبه را یك بار دیگر در دلش تصویر كرد

هفت نوبت در طواف حضرتش چرخید و رفت

 

یاد هجرت كرد و یاد دوری از شهر خدا

سوی مكه روی كرد و لحظه ای خندید و رفت

 

عالمی را با تولای علی مأنوس كرد

عشق را با دستهای مرتضی سنجید و رفت

 

از مدینه بار دیگر با دلی پُر خون گذشت

داستان كربلا را عاقبت فهمید و رفت

 

كوچه های شهر را با اشك خود تطهیر كرد

مسجد و محراب را یك بار دیگر دید و رفت

 

مرد پیشانی بلند ِ مكّه ، با موی سپید

چادر زهرای هجده ساله را بوسید و رفت....

 

سروده شده در

28 صفر 88

.............................................................................

برای ما دعا كن

ای پیامبر عشق...........

 

ای زیباترین دلیل آفرینش.................

 




نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :


شنبه 24 بهمن 1388 :: نویسنده : وحیده افضلی

و ما ارسلناك الّا رحمة للعالمین...............

 

ما تو را نفرستادیم مگر اینكه رحمتی برای جهانیان باشی...

(سوره انبیاء ، آیه 107)

 

یارانش در مدینه او را مهربانترین می خواندند....مهربانترین رفت...

ابا الزهرا رفت.......

كاش مدینه بودیم.....هر چند گفته اند :

بُعد منزل نبود در سفر روحانی.....

ولی ای كاش چشمانمان روشن می شد به دیدار گنبد خضرایت

ای عزیز پروردگار.....

تو كه بودی كه خداوند به جان تو قسم یاد می كند؟

ای دردانه ی عرش...سلام و زیارت ما را از این راه دور پذیرا باش...

السلام علیك یا رسول الله...

اللهم صل علی محمد و آل محمد

و عجل فرجهم... 

 

 





نوع مطلب :
برچسب ها :


تقدیم به پیشگاه عزیز دلم ، نازنین عالم ، امام حسن مجتبی (ع) :

 

عشق در چشم تو هر آینه یاهو می زد

باد صد حلقه بر آن سلسله ی مو می زد

 

آبرو تا كه شود  خاك به زیر قدمت

پیش خورشید و مه و دور فلك رو می زد

 

نوح در كشتی  ِ گیسوی تو سرگردان بود

نیل در یوسف چشمان تو پارو می زد

 

كَس به بالای تو ای شاه كریمان نرسید

سرو در پیش قدمهای تو زانو می زد

 

آن چنان از جگرت شعله برآمد كز شرم

آتش ِ فتنه به این سو و به آن سو می زد

 

نه فقط ذكر لبت آیه ی سرمستی بود

زهر در سینه ی صد چاك تو هو هو می زد

 

بس كه تابوت تو را تیر به تشییع آمد

مادرت بار دگر دست به پهلو می زد

 

خواب رفتی و جهان گشت سیه لیكن باز

ماه در گوشه ی چشمان تو سوسو می زد...

 

سروده شده در

صفر 86





نوع مطلب : شعر، 
برچسب ها :


شنبه 24 بهمن 1388 :: نویسنده : وحیده افضلی

السلام علیك یا امام حسن مجتبی (ع)...

سلام ای مظلومی كه در خانه ات هم تنها بودی...

سلام ای كه حسین برای تو گریه كرد...

سلام ای پاره ی دل رسول الله...

سلام ای جگرگوشه ی زهرا...

سلام ای امید قلب امیر المؤمنین...

سلام ای كسی كه تیرها به تابوت تو هم رحم نكردند...

سلام ای كریم اهل بیت...

سلام بر تو ای مولای مظلومم...

سلام بر تو ای غریب بقیع...

سلام بر تو كه بر مظلومیتت تاریخ گریست...

السلام علیك یا حسن بن علی كه درود و صلوات خدا بر تو باد...

 





نوع مطلب :
برچسب ها :




( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ

برای مولای مظلومم....امیر دو عالم

مدیر وبلاگ : وحیده افضلی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو