شمس سر شكسته
آنجا كه خدا هست و علی نیست كجاست؟

...عمر سعد فرمان قتل را صادر می كند...حسین هدف تیرها قرار می گیرد.به گواهی تاریخ اولین

تیر را سریر بن واجد (ابوالحنوق) به حسین(ع) زد كه به صورت مورب به پیشانی امام برخورد

كرد...اگر اصابت تیر مستقیم بود در سر فرو می رفت و حسین از اسب به زمین می خورد اما چون

مورب اصابت كرد پیشانی را مجروح كرد و حسین با دستی كه شمشیر در آن نبود تیر را بیرون

كشید تا به جنگ ادامه دهد...خونریزی شدید زخم برایش كمی ایجاد مزاحمت می كند و خون به

چشمش وارد می شود اما حسین همچنان دلیرانه می جنگد...حالا سپاه آزاد است كه تیرها را به سوی

حسین پرتاب كند...زره امام كه گویا زره خوب و ظریفی هم بوده تا حدودی جلوی تیرها را می

گیرد.اما ذوالجناح به شدت زخمی می شود.در این میان مردی به اسم صالح بن وهب با نیزه به حسین

 حمله می كند و ضربه ی نیزه را به تهی گاه امام وارد می سازد.زره  حسین تا حدی جلوی شدت

ضربه را می گیرد اما باز هم زخم شدید بود.مورخان می گویند در این لحظه حسین از اسب پیاده می

شود و جنگ را بدون اسب ادامه می دهد.عده ای ذكر كرده اند اینجا ذوالجناح بر اثر جراحات زیاد

كشته می شود و حسین مجبور می شود كه پیاده بجنگد اما در بعضی روایات هست كه ذوالجناح به

خیمه می رود اما معلوم نیست چرا امام از اسب پیاده شده است...الله اعلم...

در هر حال از اینجا به بعد امام پیاده جنگ را دنبال می كند.سپاه یك لحظه به او امان نمی دهد.آنقدر

 حسین تیر خورده است كه دیگر عده ای از تیر زدن به او شرم دارند.از عقب و جلو تمام تن امام تیر

خورده و ناگهان سپاه وی را آرام می گذارد.شاید عده ای گمان كردند كه دیگر كار او تمام است و

رهایش كردند.امام در آن لحظه گویا بر اثر گرما و تعریق زیاد زره را می گشاید.زره از جلو باز می

 شود و درست در همین لحظه كسی به سوی امام تیری می اندازد كه می گویند وی خولی بن یزید

اصبحی بوده است.تیر به زیر سینه ی امام اصابت می كند و به مقدار زیاد در بدن فرو می رود.زخم

هایی كه بر شكم وارد می شوند گویا بسیار دردآورند و حسین كه این همه تیر در بدن دارد و این همه

زخم را تحمل كرده حالا نمی تواند این درد شدید را تحمل كند و از اینجا مقدمه ی كشتن وی آغاز می

شود.

حالا دیگر امام توان سابق را ندارد و دستهایش نمی توانند شمشیر را به خوبی به حركت در آورند اما

وی همچنان می جنگد و شمشیر می زند.سرانجام درست در كنار همان منطقه ای كه تیر خورده بود

نیزه ای به شكمش فرو می رود و حسین (ع) دیگر توان ایستادن ندارد...با ضعف بسیار زیاد شمشیر

 را به حركت در می آورد چرا كه در مرام حسین تسلیم نیست.چون توانایی حركت ندارد محاصره

می شود و با چند ضربت كه از عقب به او وارد می آورند حسین می افتد...

عمر سعد می گوید چون او را زنده دستگیر نكردیم باید سرش را برای حاكم عراقین بفرستیم تا بداند

كه ماموریت را به خوبی انجام داده ایم...خولی داوطلب می شود اما تاریخ می گوید بدنش به لرزه می

افتد و باز می گردد.شمر بن ذی الجوشن و سنان بن انس دو فردی هستند كه نامشان ذكر شده كه سر

امام حسین را جدا كردند.اینكه كدام صحیح تر است الله اعلم....لازم به ذكر است كه حضرت آیت الله

بهجت(ره) فرموده اند سر را شمر لعنت الله علیه جدا كرد...





نوع مطلب : شرح دقیق جنگ امام حسین(ع)، 
برچسب ها :


...جنگ عمومی آغاز می شود و حسین دربرابر حداقل چهار هزار نفر قرار می گیرد...اینجاست كه

حسین آن جمله ی معروف را می گوید : هل من ناصر ینصرنی ؟ آیا در بین شما كسی نیست من را

یاری كند؟ حسین قصدش یاری طلبیدن از دیگران نبود و هدفش یاركشی و تقاضای كمك هم

نبود.حسین از شهادت ترسی نداشت بلكه می خواست در دقایق پایانی اگر شده حتی یك نفر را از

جهنم به بهشت بكشد... اما كسی به یاری حسین نمی آید...سپاه به او حمله می كنند . امام مدام

مجبوراست كه شمشیر بزند واسب بدواند.لحظه ای استراحت برای او خطرناك است.عده ای می

پرسند مگر می شود هزاران نفر به كسی حمله كنند و وی

 زنده بماند و ساعت ها به جنگ ادامه بدهد؟توضیح این است كه عمر سعد به خاطر خوش خدمتی

بیشتر به یزید، به سپاهیان دستور داده بود حسین را زنده دستگیر كنند و كسی حق نداشت به او نیزه

و تیر بزند و یا ضربتی به قصد كشتن به او وارد آورد.سپاهیان وظیفه دارند حسین را خسته و

مجروح كنند.اما حسین شجاع است و مردی ست با ایمان قوی.حسین تمام كسانش را از دست داده و

حالا محال است به اسارت تن دهد.اگر لحظه ای بایستد و استراحت كن او را دستگیر می كنند پس بی

وقفه شمشیر می زند و چه كسی ست كه معنای این حرف را درك نكند؟ مگر می شود كه حسین

خسته نشده باشد و مگر می شود كه بازوان او اسیر خستگی نشده باشند؟اما حسین به كمك اسب

اصیل و باهوش و پرنفس و خستگی ناپذیرش و با استفاده از قدرت ایمان مقاومت می كند...حسین(ع)

در حال جنگ است كه عده ای به سوی خیمه هایش حمله می برند...حسین اینجا دومین جمله

 ی معروف خود را بیان می كند :

اگر دین ندارید و از روز جزا نمی ترسید لااقل جوانمردی خود را در این دنیا حفظ كنید و فتوت

 عربی را نگاه دارید( ان لم یكن لكم دین ، و لاتخافون المعاد فكونوا احرارا فی دنیاكم ان كنتم

عربا )...همان جمله ای كه ما اینگونه به یاد سپرده ایم : " اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید "......شمر

 می گوید مگر ما فتوت عربی مان را فراموش  كرده ایم؟ امام می گوید اگر جوانمرد بودید به

جنگ زن ها و اطفال نمی رفتید... و شمر جواب میدهد: تو علیه خلیفه خروج كردی و باید كاروان ات

اسیر و اموالت غارت شوند...حسین می گوید تا من زنده باشم نخواهم گذاشت...شمر دستور می دهد

سپاهیان برگردند....جنگ ادامه می یابد...خورشید رو به غروب است و امام جوانمردانه مقاومت می

كند تا اسیر نشود...عمر سعد دیگر امید به دستگیری امام ندارد. دستور می دهد : به قتلش رسانید...

 

ادامه دارد...





نوع مطلب : شرح دقیق جنگ امام حسین(ع)، 
برچسب ها :


به گواهی تاریخ حسین (ع)  بعد از اینكه تمامی افراد ذكور سپاهش جلوی چشمش كشته شدند به میدان

رفت.حالا حسین تنهاست در مقابل سپاهی كه كورت فریشلر آلمانی در كتابش آنها را در آن لحظه

حداقل چهارهزار نفر می داند...حسین از عمر سعد می خواهد كه اگر به یزید وفادار است به میدان

بیاید.عمر سعد فرماندهی سپاه را بهانه می كند حسین می گوید فرماندهی سپاه را به دیگری بده و بیا

 اما عمر سعد باز هم بهانه می آورد و فریاد می زند ابن قحطبه شامی به جنگت می آید. حسین در

جنگی بی نظیر ابن قحطبه را به شدت زخمی می كند و بعد در حركتی جوانمردانه از سپاه مقابل می

 خواهد كه وی را از میدان خارج كنند و زخمش را ببندند...(ابن قحطبه تا غروب آن روز بر اثرشدت

جراحت می میرد)...وقتی ابن قحطبه را از زمین خارج می كنند عمرو بن فتی كه از مادر با ابن

قحطبه برادر بود به میدان می آید كه انتقام بگیرد.جنگ بین آن دو آغاز می شود.عمرو بن فتی كه

حدودا نصف سن حسین را دارد به سوی حسین می تازد كه ناگهان اسب سر سم می رود و سوار از

روی اسب به جلو پرتاب می شود. عمرو بن فتی به سرعت برمی خیزد و در حالی كه شمشیر را در

 دست راست دارد با تكیه به دست چپ بر اسب سوار می شود.حسین می توانست این فرصت را به

او ندهد و قوانین جنگی عرب به حسین اجازه می داد كه سواری را كه از اسب افتاده بكشد.اما حسین

جوانمردانه می ایستد تا او برخیزد و ادامه دهد.عمرو بن فتی كه تحت تاثیر جوانمردی حسین قرار

گرفته است ناگهان به سرعت میدان جنگ را ترك می كند و جلوی چشم سپاهیان عمر سعد از آن

 منطقه دور و محو می شود و از اینكه آینده ی او چه شد در تاریخ اطلاعی در دست نیست...نفر بعد

شیث  بن مختوم است كه به دست حسین به هلاكت می رسد...و پس از آن جنگ عمومی امام حسین

(ع) با سپاه عمر سعد آغاز می شود...

... ادامه دارد





نوع مطلب : شرح دقیق جنگ امام حسین(ع)، 
برچسب ها :




درباره وبلاگ

برای مولای مظلومم....امیر دو عالم

مدیر وبلاگ : وحیده افضلی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو